X
تبلیغات
رایتل
.:: دومیـــــــــم | سرگرمی دانلود آموزش ::.

http://2mim.blogsky.com

http://2mim.blogsky.com

http://2mim.blogsky.com

.:: دومیـــــــــم | سرگرمی دانلود آموزش ::.

لابه لای حرف‌های شکیبایی در سال‌های مختلف - .:: دومیـــــــــم | سرگرمی دانلود آموزش ::.

.:: دومیـــــــــم | سرگرمی دانلود آموزش ::.

@description طنز جوک sms فال اخبار جنجالی عکس دانلود تفریح اموزش جومونگ عکس بازیگر هالیوود کلیپ های موبایل ترفند ها نرم افزار مجانی

.:: دومیـــــــــم | سرگرمی دانلود آموزش ::.

Welcome To My Site
Set Homepage | Add To Favorite
نام کاربری:
کلمه عبور:
آخرین مطالب
آرشیو ماهانه
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
لینک دوستان
تبلیغات متنی

مکان تبلیغات شما

شما می توانید با کمترین هزینه در این مکان تبلیغ خود را قرار دهید.


مکان تبلیغات شما

شما می توانید با کمترین هزینه در این مکان تبلیغ خود را قرار دهید.


»

لابه لای حرف‌های شکیبایی در سال‌های مختلف
مرتبط با: @name
لابه لای حرف‌های شکیبایی در سال‌های مختلف
عطرش به تنم ماند...
* من آدم بسیار ساده‌یی هستم، آنقدر ساده که به راحتی می‌توانم باور کنم یک معلم‌ام یا یک روحانی. خیلی ساده می‌توانم باور کنم آدمی ‌هستم که از نویسنده‌یی دزدی می‌کند، به همین دلیل می‌توانم خیلی راحت در نقش قرار بگیرم. آنقدر در حس و حال شخصیت‌هایی که بازی می‌کنم، حل می‌شوم که گاه از طرف اطرافیانم به حواس‌پرتی متهم می‌شوم. (1369)
 
* شب اختتامیه نهمین جشنواره فجر وقتی روی صحنه رفتم و جایزه را لمس کردم، نمی‌دانم دستم گرفت یا یخ زد. آنقدر می‌دانم که انگار به دستم چسبیده بود. زمانی که از روی صحنه پایین می‌آمدم و تماشاگران تشویقم می‌کردند، تنم داغ بود و در واقع ترسیده بودم. ترس از آینده و مسئولیتی که سنگین‌تر شده است. (1369)
 
* راستش عطر «هامون» هنوز توی تنم مانده، بدجوری به من نشست. مرا بست. طوری شد که برای اینکه خودم را باز کنم مجبور شدم در فیلم‌های دیگری بازی کنم. عطرش به تنم ماند... اولش که مهرجویی طرح اولیه را به من داد، برق پراندم، از آن نقش‌هایی بود که یک بار در زندگی ممکن است به یک بازیگر پیشنهاد کنند. من هم مثل هر بازیگر دلم می‌خواست نقشی را بازی کنم که ایده آلم بود. (1372)
 
* به من نقشی پیشنهاد شد؛ پرسوناژی که جایی در فیلم، کودکی را کتک می‌زند. مناسبت هم نداشت و به همین دلیل من نقش را رد کردم. با اصول عقیدتی من نمی‌خواند... نقش منفی یا مثبت را آدم باید دوست داشته باشد و نه فقط دوست داشته باشد، باید بتواند به آن آدم پشت نقش بابت کارهایش حق بدهد. (1372)
 
* گاهی دیده ایم که بازیگر وقتی میزانسن برایش تشریح شده، گفته است «راه نمی‌دهد». من نمی‌دانم چطور ممکن است یک بازیگر حرفه‌یی چنین حرفی بزند. موضوع، باور کردن آن موقعیت است. قبول کنیم که آدم‌ها دو تا شخصیت دارند؛ یکی وقتی که در جمع هستند و دیگری در خلوت، وقتی تنها هستیم، راحت‌تریم. درست مثل بچه که بستنی می‌خواهد و با آن حرکت‌ها جلب ترحم می‌کند، آدم‌های بزرگ هم برای جلب نظر دیگران با کلام یا حرکت سعی می‌کنند ترحم دیگران را برانگیزند. اما اینکه چطور می‌شود یک بازیگر دنبال «مود» نباشد و نگوید راه می‌دهد یا نمی‌دهد، این دیگر به عشق به کار برمی‌گردد؛ به اینکه چقدر احترام می‌گذاریم به کاری که داریم انجام می‌دهیم. از بتهوون پرسیدند راز موفقیت تو در چیست. گفت در سه چیز؛ تمرین و تمرین و تمرین. تئوری را بشناسید و فراموشش کنید. (1375)
 
* همیشه در خانه ما بحث رفتن به کربلا و مشهد بود تا اینکه روزی یک حادثه کوچک اتفاق افتاد و پدر به آرزویش نرسید. او عادت داشت بعدازظهرها کنار حوض قالیچه کوچکی پهن می‌کرد و زیر درخت هلو می‌نشست. آن اتفاق جلوی من افتاد. پدر رفته بود توی حوض آبتنی کند. داشت از حوض بیرون می‌آمد که پایش لیز خورد و با صورت افتاد لب حوض و تیزی پاشوره یک طرف صورتش را شکافت. این زخم تبدیل شد به یک چیز مهلک که مراجعات متعدد به پزشک هم نتوانست جلویش را بگیرد... پدر دستمال سفیدی می‌بست روی صورتش که کسی متوجه زخم او نشود. معصومه خانمی ‌در خانه ما کار می‌کرد به عنوان دایه پدر. طبابت سنتی با داروهای گیاهی بلد بود. یادم می‌آید روزها به صورت پدرم زالو می‌انداخت و من با نگرانی شاهد این صحنه‌ها بودم. نگاه کردن به این صحنه‌ها در عین نگرانی برایم جالب بود. اینکه یک مریض با آن حال، چه حالت‌هایی دارد. و اغلب هم فکر می‌کردم من بهتر از پدرم می‌توانم نقش مریض را بازی کنم. به حساب بی رحمی‌ام نگذارید، هر صحنه متفاوتی در زندگی ام می‌دیدم، فکر می‌کردم یک نمایش است که اگر قرار شود یکی از این نقش‌ها را بازی کنم، باید خیلی طبیعی باشد. یعنی دوست داشتم معصومه خانم زالوها را بیندازد روی صورت من تا عملاً هم مرض و درد را حس کنم، یا حتی دلم می‌خواست جای معصومه خانم قرار بگیرم، (1375)
 
* ماها معمولاً وقتی با هم در یک فیلم یا سریال کار می‌کنیم، اینقدر صمیمی ‌می‌شویم، اینقدر شماره تلفن به هم می‌دهیم که انگار بهترین دوستان‌مان را بالاخره پیدا کرده ایم ولی وقتی فیلم تمام شد، دیگر به قول سینمایی‌ها «کات». طوری از هم بی‌خبر می‌مانیم که انگار کل آن تلفن دادن و گرفتن‌ها اجباری بوده یا مثلاً از روی تعارف بوده، قشنگی اختتامیه‌ها و جشن‌ها و مراسم به این است که همین فاصله‌ها را کمی ‌کم می‌کند. باعث می‌شود کسانی را که مدت‌هاست ندیده ایم، گاهی بعد از چند سال ببینیم. این حتی از خود آن رقابتی که دارد اتفاق می‌افتد و آن جایزه‌هایی که داده می‌شود، مهم‌تر است. (1386)
 
* در فیلم «اتوبوس شب» که حضورم جلوی دوربین کمتر بود، عملاً بیشتر از نقش اول کار می‌کردم چون همیشه کنار دوربین بودم. وقتی قرار بود بازیگر به روبه رو نگاه کند و به او اندازه نگاه می‌دادند که مثلاً باید کنار این لنز را نگاه کنی، من خودم یک جوری با پررویی و شوخی با فیلمبردار و ماچ کردن سه پایه دوربینش از او می‌خواستم به من فرصت بدهد کنار دوربین بایستم تا بازیگر مقابل به جای کنار لنز و اینها، به خود من نگاه کند و دیالوگش را بگوید یا بازی اش را بکند. وقتی بازیگر به گوشه لنز هم نگاه می‌کند، ممکن است نگاه خوبی داشته باشد. ولی وقتی همین نگاه را به چشم‌های من یا هر بازیگر کنار دوربین می‌کند، فروغ دیگری می‌آید توی چشم‌هایش. یک حس مرموز که هر چقدر هم تخیل داشته باشی، نمی‌توانی با یک تکه حلبی این ارتباط را برقرار کنی. (1387) 

آرشیو موضوعی
موضوعات وب
جوک ولطیفه و مطالب طنز

اس ام اس های جدید و به روز

عکس های جالب و خفن

دانلود کتابها و مجلات خارجی

محصولات پاساژ دومیم

کلیپ های باحال برای موبایل

مطالب جالب و خواندنی

سرگرمی و تفریح

آموزش همه چیز

حاشیه های فوتبال

نکات بهداشتی و سلامت

گالری عکس بازیگران ایرانی و خارج

مصاحبه های جالب

جملات قصار و زیبا

فال و طالع بینی

عکسهای خوشگل از نی نی ها

قشنگترین تم های موبایل

بازی ها و برنامه های موبایل

کاریکاتورهای باحال

ترفندهای باحال و خفن ویندوز

عجیب اما جالب و واقعی

عکس های باحال از سوژه های اجتماع

معرفی جدید ترین گوشی های موبایل

ترفندهای باحال و جالب اینترنتی

دانلود کاربردی ترین و جالبترینها

مسائل مذهبی جالب

جدید ترین اخبار روز

نرم افزار های پر طرفدار کامپیوتر

جدیدترین مدل ها و فشن روز

برترین فیلم های جهان

ترفند موبایل

بیوگرافی هنرمندان

آشنایی با کشورها

خلاصه سریال جومونگ + عکس

رازهای زیبایی و نکات آرایشی

آموزش آشپزی

سریالها و فیلمهای ایرانی و خارجی

جدیدترین آهنگ ها و آلبوم ها

بخش اختصاصی آموزش زبان

دانستنی ها

دانستنی های زناشوئی

خواص خوراکی ها

بازی آنلاین

لینکستان
لوگو دوستان

آمار وبلاگ

آمار بازدید:


سایت های مرتبط با ما


تعداد بازدیدکنندگان : 1007305